پارسال شب یلدا چقدر همه شاد و خوشحال بودیم . فال می گرفتیمو می خندیدیم و به باورمان نمی گنجید که رزوهای خوشبختی ما اینهمه کوتاه باشد . امسال طولانی ترین شب سال برای ما طولانی تر خواهد شد وقتی که آغوش گرم پدر نیست . وقتی صدایم نمی کند و..............
پدر کدام چاه را در فراقت بگریم و کدام کوچه را به دنبال وسعت مهربانیت مویه کنم
نمی دونم چطوری امسال هندوانه ببخرم و به خانه ببرم
کاش یلدای ما اینقدر طولانی نبود
نگاهم سوی درها ماند وقتی که رفتی
چقدر دلم برایت تنگ می ماند
بگو می شود آیا ماند وقتی که رفتی؟
بدون تو چه فرق می کند بهار با پاییز
غبار یتیمی با ما ماند وقتی که رفتی
به من بگو چه شد که بی خبر رفتی ؟
چگونه کاروان جاماند وقتی که رفتی؟
در آن شب روشن میان نورانور
مناجات تو معما ماند وقتی که رفتی
به یک اشاره احمد به آسمان رفتی
و زندگی تنها ماند وقتی که رفتی
به شوق دیدار ائمه بقیع آن روز
ردپای تو بر ابرها ماند وقتی که رفتی
کبوتر بقیع انگار خوشبخت تر ازمن بود
که پیش تو بابا ماند وقتی که رفتی
(مدینه ۲۶اردیبهشت)
ولی این عکس قشنگ نزدیک بود برای خیلی ها گرون تموم بشه از جمله بعضی روزنامه ها که در این زمینه شیطنت کردند.ولی خدایی بازدید سرزده آنهم شبانه خودش شیطنت آفرین نیست
شما چی فکر می کنید
ولنتین مبارک